ن : فروغ
ت : ۱۳۸٩/۱٠/٢٥
ز : ۱:۱۱ ب.ظ |
+
سلام به همه ی شما حضرات نامرد.خدایی دیگه برام مهم نیست کی نظر می ده کی نمی ده.نظر دادنتونم نامردیه...یه نامردی اومده گفته سلام به منم سربزن وبلاگتم بسیار بسیار عالیه به منم ختما سر بزنیاا و نظرم بده
خوب معلومه که اصلا" پستامو نخونده دیگه نامرد خود خواااااااه...فدای سرم...
بگذریم نمی خوام خوشحالیمو از بین ببرم...امروز امتحانای نیم ترم دبیرستان تموووووم شد می دونید یعنی چی؟؟یعنی من دیگه مجبور نیستم شبا ساعت یک بخوابم و صبحا ساعت چهار بیدار شم درس بخونم...
یعنی دیگه مجبور نیستم از استرس هر ۵ دقیقه شوکولات بخورم تا قند و فشارم نیفته...
یعنی دیگه تا صبح خواب نمی بینم که دارم امتحان میدم و صبح که از خواب پا میشم دیگه دستم درد نمی کنه از نوشتن جوابای سوال امتحان تو خواب!!...
یعنی دیگه من سگ نیستم و پاچه نمی گیرم...
یعنی دیگه مجبور نیستم تو ٣ دقیقه نهار و شامم رو بخورم...
یعنی دیگه مامانم مجبور نیست به زور غذا به خوردم بده...
یعنی دیگه شبا خواب نمی بینم که به جلسه ی امتحان نرسیدم و ازین جور چیزا...
یعن دیگه تموم شد!!(نه بابا کجا تموم شد!!!)
وای خدااا دو شب پیش یه خواب دیدم داشتم سکته می کردم بیدار شدم داشت اشکم درمیود...آقا خواب دیدم ورقه های امتحان رو گذاشت جلوم و من هییییییییییییییییچی بلد نبودم!!!ای خدااا عجب غولیه این امتحان.غلط کرده فعلا" که من شاخ این قولو شکستم حالا کوووو تا خودشو بشکنم!!!لوس خجسته!!!ولی خدایی امتحان بد بی پدریه! امروز من آخریشو دادم رفت پی کارش رااااحت شدم البته به مدت چند روز چون دوباره درس مرسا شروع می شه چن وخ دیگه(= چند وقت دیگر!!).
الانم خوابم میاد چون از ساعت ۵ صبح بیدارم و دیشبم داشتم تا نصف شب درس می خوندم...از مدرسه که اومدم داشتم یخ می زدم یخ واقعی!!بابام بهم شیر کاکاوی داغ داد بعد گذاشت منو رو شوفاژ تا یخام آب شه...یخام آب شد ولی دچار ٣٠ درصد سوختگی نوع اوّل شدم!بعد از ظهرم با پرنیان داریم می ریم خونه ی آیدا یکم مجرّد بازی دربیاریم!خستگیه امتحانو در کنیم.قالب جدیدم هم از نظر خودم ترکیب رنگ و هارمونی جالبی با فونتم داره.شماام می خواین نظر بدین می خوایین ندین من که باهاتون قهرم نامرداااااااااااا
اینم یه عکس جالب که برای داداشم میل شده بود.تو ژاپن این همه برف اومده آب از آب تکون نخورده حالا این جا یک سانت برف بیاد مملکت از همیشه تعطیل تر می شه.جاده ها هم که دفن می شه زیر همین یه ذره برف.جوبا و خیابونارو هم که گند فاضلاب و جوب پر می کنه و میلیون میلیون از مریضی های ناشناخته می میرن و صدای هیچکس در نمیاد...حدا صدای ما رو بشنوووو ما هم هستیم...

خدا بیدار شو یه آشغال باهات حرف داره
نکنه تو هم به فکر اینی که چی صرف داره
البته شما اون کلمه ی آشغالو فاکتور بگیرین اینو واسه جور در اومدن قافیه گفتم(آخه مشکل اینه که اصلا" شعرو من نگفتم!!)این بیت رو هم یهو از سروش هیچکس یادم اومد دیدم به situation میاد نوشتمش.../.